دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب
FA
 

«سنجه های تأویل مقبول»، با ارائه دکتر شریعتمداری و نقد دکتر محمد مرادی

 
تاریخ انتشار: 1396/06/08    تعداد بازدید: 347

«سنجه های تأویل مقبول»، با ارائه دکتر شریعتمداری و نقد دکتر محمد مرادی

پژوهشکده ادیان و مذاهب پنجمین نشست از کرسی‌های ترویجی سال تحصیلی 96-95 را با ارائه دکتر شریعتمداری و نقد دکتر محمد مرادی برگزار کرد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه ادیان و مذاهب، پنجمین نشست از کرسی‌های ترویجی سال تحصیلی 96-95 با عنوان «سنجه‌های تأویل مقبول»، با ارائه دکتر شریعتمداری و نقد دکتر محمد مرادی برگزار شد.

در این نشست که روز چهارشنبه 27 اردیبهشت در سالن امام موسی صدر دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد

ابتدا دکتر حمیدرضا شریعتمداری رئیس دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب به ارائه سخنرانی پرداخت، پس‌ازآن دکتر محمد مرادی به‌نقد و نظر درباره ارائه وی پرداخت و در قسمت سوم حاضران به طرح سؤال پرداختند.

دکتر شریعتمداری ابتدا به بیان مقدمه‌ای برای بحث خود پرداخت که زمانی زیادی نیز برد. وی منظور خود از تأویل در این بحث را همان تأویل مصطلح در علم کلام که از قرن چهارم و پنجم به این سمت در بحث‌های کلامی به همین معنا و مفهوم انصراف دارد، عنوان کرد.

شریعتمداری گفت: تأویل کاربردهای مختلفی داشته اینکه چه نسبتی با تفسیر و تنزیل داشته است. در قرون نخستین تأویل جایی به کار می‌رفته که پای تأویل کننده و نقش او در میان بوده، یعنی جای که صحبت از استنباط،‌ فهم، درایت، و ترجیح ظنی یکی از وجوه محتمل معنای یک‌لفظ در مقابل قطع به مراد حاصل بوده است. یا جایی که سماعی، نقلی یا روایتی بوده. در مقابل این موارد از تأویل استفاده می‌کردند.

شریعتمداری ادامه داد: یک تأویلی هم در قرآن به‌کاررفته که می‌توان برای آن باب خاصی را به نام تأویل قرآنی باز کرد که البته آن‌هم مورد اختلاف است. این تأویل هفده بار در قرآن درباره اقوال و افعال و رؤیا به‌کاررفته، به‌ویژه آیه 7 سوره آل‌عمران که بحث محکم و متشابه، و اختصاص تأویل به خدا و راسخون در علم، اینکه آیا این‌ها هم در درک و دریافت تأویل به خدا ملحق هستند یا نه، در آنجا مطرح‌شده است.

شریعتمداری در ادامه به بیان دیدگاه‌های مختلف درباره این تأویل پرداخت و افزود: گاه گفته‌اند تأویل در قرآن به معنای بیان مراد متکلم است، یا معنای باطنی‌ای که در طول معنای ظاهری باشد، یا همان معنای کلامی که مدنظر است، یعنی معنای مرجوحی که خلاف ظاهر است اما بر معنای ظاهری راجح شود،‌ یا اینکه تأویل اشارت به یک امر عینی یا یک حقیقت دارد.

وی سپس مثال‌هایی از دیدگاه علمای شیعه و سنی درباره این‌ها آورد و گفت: در گذشته مثلاً ابن تیمیه این معنای اخیر را ترجیح داده است. یا درباره علامه طباطبایی گفته‌اند که معتقد بوده است که تأویل اشاره به یک حقیقتی است، حال چه درباره قول باشد و چه درباره فعل.

شریعتمداری ادامه داد: ایشان معتقد بوده تأویل به آیه نمی‌خورد بلکه به معنای آیه می‌خورد و تأویل آن معنای آیه نیز یعنی یک حقیقت، حال اگر حکم در میان باشد تأویل یعنی بیان ملاک حکم،‌ و اگر یک فعلی در میان باشد تأویل یعنی بیان مصلحت آن، و اگر واقعه‌ای بوده باشد، تأویل یعنی علت واقعی آن واقعه و اگر رؤیا مطرح باشد یعنی تعبیر آن. لذا تأویل در قرآن به امری حقیقی و عینی و خارجی می‌پردازد. به‌هرحال تأویل در قرآن به‌نوعی به معنای عدول از معنای ظاهری است.

شریعتمداری سپس در تحدید موضوع صحبت خود گفت: اما اجازه دهید بگوییم یک تأویل داریم تحت عنوان تأویل قرآنی و آن را با بقیه مباحث خلط نکنیم. پس ما با تأویل به معنای سنتی آن و تفاسیر مختلفی که از آن شده و در قرون نخستین بوده را کار نداریم و همین‌طور تأویل قرآنی را.

وی در بیان انواع تأویل ادامه داد: یک تأویل هم در میان باطنیان مطرح است و از همه برجسته‌تر اسماعیلی‌ها و در میان غلات هم مطرح است، روایاتی هم به سود این نوع نگاه هست. آن را هم فعلاً کاری نداریم. تأویل باطنی مسلماً تعهدی به دلالت ظاهری لفظ ندارد.

شریعتمداری در ادامه بیان انواع کاربرد تأویل گفت: تأویل کاربرد دیگری هم دارد از آیت‌الله علامه طباطبایی که به معنای جر و تطبیق است، یعنی آیه‌ای که می‌دانیم درباره یک واقعه یا شخص خاصی نازل‌شده سرایتش دهیم به مصادیق دیگر که از آن به جر و تطبیق تعبیر می‌شود که باز مبحث دیگری است، و تعمیم مصداقی که را اگر کسی به نحو قطعی بخواهد انجام دهد، به تعبیر قرآن، فقط خدا و راسخون فی العلم می‌توانند، البته به‌شرط آنکه، راسخون را عطف به خدا بدانیم.

شریعتمداری بار دیگر در تحدید حیطه بحث گفت: تأویل موردنظر ما هیچ‌یک از این‌ها نیست اما ممکن است تداخل‌هایی با آن‌ها داشته باشد.

وی تأویل منظور خود را اصطلاحی دانست که از قرون 4 و 5 به بعد در میان متکلمان رایج شده، مبنی بر این‌که لفظ یک معنای ظاهری دارد که تقریباً راجح است و اینکه ما از لفظ کنار بکشیم و سراغ معانی‌ای برویم که گرچه جزو معانی لفظ و مرجوح است اما همان را ترجیح دهیم.

شریعتمداری ادامه داد: قاعدتاً وقتی صحبت از تأویل می‌شود نوعی تجوز در کار است و می‌توان گفت به بیان غزالی تأویل فقط درجایی است که تجوزی صورت گرفته است البته بحث تجوز و صرف لفظ از معنای حقیقی به مجازی نیست بلکه تأویل معنای عام‌تری دارد. وقتی با نصوص دینی و متون مقدس مواجه می‌شویم به‌ویژه درجاهایی که خیلی بحث راجع به آن است، مثل بحث صفات خبری درباره خدا، چند کار می‌توان کرد.

شریعتمداری سپس انواع این تأویل را برشمرد و گفت: این تأویل انواعی دارد، اول تثبیت لفظ در معنای ظاهری که به اثبات معروف است، مثلاً اینکه بگوییم لفظید در همان معنای ظاهری متعارف به‌کاررفته است.

دوم اینکه گفت نمی‌دانیم دقیقاً مراد و مفاد لفظ چیست و آن را مسکوت بگذاریم که به آن تفویض می‌گویند، یعنی افوض المعنا الی الله و ما چه‌کار داریم معنا چیست.

سوم اینکه بگوییم خود خداوند خواسته این‌ها مجهول باشد و ما به جهل بیفتیم که به آن تأویل تجهیل می‌گویند و چهارم تأویل تعمیه،‌ همان‌طوری که اخباری‌های معتدل درباره بخش زیادی از قرآن می‌گویند قرار بر این بوده که قرآن به نحوی نازل شود که ما کامل نفهمیم و به‌اجبار به اهل‌بیت مراجعه کنیم.

 شریعتمداری ادامه داد البته همه این تأویل‌ها در یک سیاق هستند و ممکن است باهم به کار روند یعنی تا یکجا تفویض کنیم و در ادامه تجهیل نماییم. و شاید تعبیر «امروها» در قرن سوم هم ناظر به همین معنی باشد یعنی آیه را همان‌طور که می‌فهمیم بفهمیم و به باقی قضایا کاری نداشته باشیم. مثلاً درباره صفات خبری بگوییم تا همین‌جا می‌دانیم که معنای جسمانی ندارد اما بیشتر از این هم نمی‌دانیم یعنی تا یکجایی اثباتی هستیم و تا یکجایی تفویضی.

شریعتمداری ادامه داد: اما موضع دیگر موضع تأویل این است که از ظاهر لفظ دست بکشیم و بگوییم معنای لفظ این معنای ظاهر نیست. تأویل به این معنا واقعیتی است اجتناب‌ناپذیر که در اصطلاحات مختلفی مثل مجمل، خفی و غیره کاربرد دارد.

شریعتمداری درباره بسامد این رویکرد گفت: کسی را سراغ نداریم که به‌طور مطلق زیر بار هیچ تأویلی نرفته باشد. اگر ازنظرات معدود افراد افراطی نظیر ابن تیمیه بگذریم که گفته بدترین حرفت بدعتگزارها این است که می‌گویند نمی‌دانیم، می‌بینیم که در طول تاریخ شواهد فراوانی هست که افراد واردشده در این فضا که به‌هرحال تأویل آیات را درراه زندگی دینی لازم دانسته‌اند از تأویل استفاده کرده‌اند و شواهد فراوانی برای این داریم.

شریعتمداری گفت: در میان اشاعره کسانی عبدالله معماری و شاگردش حسن سقاف و دیگران شواهد فراوانی آورده‌اند که از اسلاف و متأخرین همه تن به تأویل داده‌اند یا غزالی درباره تأویل‌های احمدبن حنبل آورده است.

لذا ظاهراً تأویل اجتناب‌ناپذیر است و کسانی مثل ابن تیمیه به وجود تأویل مقبول و مردود رأی داده‌اند.

شریعتمداری برای ورود به بخش اصلی بحث خود گفت: حال اگر فی‌الجمله تأویلی هست که باید به آن تن داد و داده‌شده یا تأویل مقبول و مردود، چه ملاک‌هایی برای آن وجود دارد.

شریعتمداری در پاسخ گفت: با رویکرد عقلانی که در کلام داریم به‌هرحال از تأویل دفاع می‌کنیم ولی از طرفی به‌هرحال اینکه تا کجا می‌خواهیم تأویل را ادامه دهیم، برایمان روشن نیست. مثلاً اگر صفات خبری را تأویل می‌کنیم، آیاتی که افعال انسانی را به جمادات نسبت می‌دهند چگونه باید تأویل شوند؟ مثلاً آیه «ان منشی الا یسبح بحمده» را چگونه باید تأویل کرد، درحالی‌که تسبیح نیاز به حی بودن دارد و چرا به تسبیح تکوینی تعبیر می‌کنیم. درباره آیات ناظر به صفات خبری خدا تأویل می‌کنیم اما معاد جسمانی را این‌گونه تأویل نمی‌کنیم و مثلاً نظر ابن‌سینا را دراین‌باره نمی‌پذیریم. چرا نمی‌گوییم معاد جسمانی به لحاظ عقلی ممکن نیست؟

شریعتمداری ادامه داد: این طبیعتاً اقتضا می‌کند که میزان‌هایی برای تأویل داشته باشیم و بر اساس
آن‌ها قدم برداریم و میزان‌هایی که مجوز و مسوق تأویل هستند و ملزم به تأویل هستند را شناسایی کنیم.

شریعتمداری ادامه داد: مجموع حرف‌ها را اگر ببینیم تقریباً به هشت میزان و ملاک می‌رسیم برای تأویل که البته برخی متضمن تسویق و تجویز تأویل هستند و برخی حتی الزام به تأویل دارند.

شریعتمداری سپس این سنجه‌ها را به‌صورت تیتروار چنین برشمرد: اول اینکه ما برای تأویل در خود قرآن یا در احادیث قرائنی لفظی برای آن پیدا کنیم که متصل یا منفصل می‌توانند باشند، البته در اینجا درباره قرائن منفصل بحث هست و نمی‌توان به‌راحتی از آن‌ها استفاده کرد. مثلاً سلفی‌ها می‌گویند شما متکلمان آیات قرآن را به آن‌هم می‌اندازید. لذا وجود قرائن لفظی به معنای الزام تأویل نیست بلکه به معنای جواز آن است.

دومین جایی که ما مجاز یا ملزم به تأویل هستیم این است که اگر تأویل نکنیم در خود یک متن یا آیه یا مجموعه آیات و یا کل روایات تناقض درونی ایجاد می‌شود، اینجا ما حتماً باید تأویل بکنیم، مثلاً در لوامع وقتی بحث از عصمت می‌شود آیات ناقض در تأویل برده می‌شود.

سوم اینکه میزان تأویل، امام است یعنی حق تأویل نداریم مگر امام انجام داده باشد یا اینکه حق انحصاری امام است، امری که به‌طور آشکار در اسماعیلیه داریم و مرجع درستی و روایی تأویل، امام است بدون حتی ظاهر لفظ و نوع دلالت آن بر معنای موردنظر. این را به نحو لطیف‌تر در قمی‌ها می‌بینیم که اگر روایتی در اثبات آن تأویل باشد آن را مجار می‌شمارند، یا در شیخیه که افراد آشنا به معارف اهل‌بیت را هم مجاز می‌دانند که بیشتر شرط مئول است تا تأویل.

میزان بعدی عقل است و اینکه آیا باعقل می‌توان سراغ تأویل رفت که اهل مطالعه عقل قطعی را قبول دارند و حتی ابن تیمیه هم قبول دارد حتی اگر معنای ظاهری این نباشد.

شریعتمداری با طرح سؤالی افزود: اما گر عقل ظنی بود، چون تأویل ظن آور است، آن‌وقت چه؟ آیا باعقل ظنی هم می‌توان آیه را به تأویل برد؟

شریعتمداری پاسخ داد: برخی گفته‌اند چون دلالت لفظ همیشه ظنی است یا متکی بر اصول عدمی است لذا عقل ظنی اگر اقوی باشد قابل‌توجه است که ابن تیمیه هم‌چنین تعبیری دارد.

 شریعتمداری با توجه به کمبود وقتش بقیه سنجه‌های تأویل را تیتروار چنین برشمرد: رعایت ترتب و مراتب، مثلاً در بحث وجود باید سلسله‌مراتب را رعایت کرد، خارج نشدن از طور لفظ، تفکیک عقاید مهم و غیر مهم در تأویل و عدم جواز تأویل در عقاید مهم و بالاخره اتفاق مسلمانان در جواز و عدم جوار تأویل.

 

در بخش دوم پنجمین نشست از کرسی‌های ترویجی سال تحصیلی 96-95 دکتر محمد مرادی به‌نقد پرداخت.

مرادی در ابتدا بحث تأویل را پر ابعاد و زمان‌بر دانست که بحث دقیق می‌خواهد.

او سپس از اینکه شریعتمداری حوزه بحث و آنچه قرار نیست بحث شود را مشخص کرد تشکر کرد.

او سپس گفت: بین علما همین حوزه کلامی در تأویل بیشتر مورد تأکید بوده اما تأویل کلامی اصطلاحی دقیق نمی‌تواند باشد چه اینکه نوعی فهم متن است که مربوط به دانش کلام نیست بلکه با ادبیات و زبان‌شناسی و تفسیر نسبت دارد و در دانش اصول فقه هم همین‌طور بافهم متن درگیریم. و اصولاً اصولی‌ها در این راه که چگونه دلالت الفاظ را مشخص کنند بسیار کوشیده‌اند. چون تأویل در حوزه فهم متن هست و مراد جدی متن را می‌خواهیم باید بگوییم تأویل در اینجا بیشتر تأویل اصولی است تا کلامی یا اصولی کلامی.

مرادی سپس در توضیح حوزه‌های رایج تأویل گفت: متکلمان مسلمان در چند حوزه به تأویل روی آورده‌اند که صفات خبری مهم‌ترین آن‌هاست، بعد آیات جبر و اختیار و بعد نسبت عصیان و گناه به انبیا، و بعد هم دامنه تأویل گسترده‌تر شده است.

 وی در نقد تأویل منظور نظر شریعتمداری گفت: اما اینکه تأویل کلامی از قرن 5 رایج شده حرف ابن تیمیه است و دقیق نیست، او تتبع متون کهن را خوب انجام نداده و آن را به معنی تطبیق گرفته است درحالی‌که قبل از او نمونه‌هایی از تأویل به معنای گذر از ظاهر لفظ داریم.

وی سپس نکته‌هایی را یادآور شد و گفت: به نظرم باید سخنران تکلیف خود را با متون مورد تأویل روشن کند،‌ اینکه کجا و چه مقدار از متن نیاز به تأویل دارد. در قرآن سخن از تأویل متشابهات است. برخی معتقدند کل کتاب نیاز به تأویل دارد.

باید گفت جایی نیاز به تأویل داریم که با آن معنای ظاهری مشکل‌داریم، حال به حجت عقل یا پیشرفت بشری یا اختلاف آن با برخی اعتقادات، اما اگر مورد تأویل نص باشد نیازی به تأویل ازاین‌دست نداریم. لذا باید موارد نیاز به تأویل مشخص می‌شد.

وی درباره متشابهات نیز گفت: ازنظر من متشابهات گزاره‌هایی درباره عالم ملکوت است که با تعابیر زمینی به‌کاررفته‌اند. یا اینکه به قول برخی متشابهات گزاره‌های چندمعنایی است. با گزارهایی که در تطبیق آن‌ها با عالم واقع به مشکل می‌خوریم لذا باید مشخص شود تأویل شامل کدام حوزه از گزاره‌های قرآنی است: ظهورات، متشابهات یا نصوص؟

وی ادامه داد: تأویل در ادبیات دینی چندین کاربرد دارد. باید دید که چگونه نسبت این را با کلام مشخص می‌کنیم و این تعبیر تأویل کلامی را از کجا آورده‌ایم از قرآن یا از کجا، این ترکیب با متن دین نسبتی ندارد.

وی ادامه داد: سخنران گفت هیچ‌کس نبوده که تأویل نکرده،‌ اما این را نمی‌توان قبول کرد چون برخی تأویل را حرام هم دانسته‌اند. اصحاب تفکیک دوران ما هم در چندین جا مثلاً آیت‌الله حکیم در کتاب عقل سرخ آن را باطل و غیرعقلانی می‌داند. البته غالباً علما پذیرفته‌اند که تأویل اتفاق می‌افتد اما بسیاری کتاب داریم که در اثبات ابطال تأویل هستند و حتی برخی از تأویل به سرطان و طاغوت تعبیر کرده‌اند.

وی درباره سنجه‌های تأویل مطرح‌شده از سوی شریعتمداری نیز گفت: پاره‌ای از این‌ها سنجه نیستند بلکه دلایل روی آوردن به تأویل‌اند، اینکه ما چرا به تأویل روی می‌آوریم، چون نمی‌توانیم معنی یک متن را بفهمیم.

مرادی برای ذکر سنجه‌های موردنظر خود چنین ادامه داد: اما نکته‌ای که به ذهنم می‌رسد درباره سنجه‌های تأویل اصولی یکی اینکه سنجه‌ها باید سازگاری با متن خود قرآن داشته و قابل ارجاع به متن قرآن باشند مثل توصیه به ارجاع حدیث به احادیث دیگر.

وی در بیان دیگر سنجه‌ها گفت: سازگاری با سنت معصوم و ملاک قرار دادن رفتار آن‌ها با متن، سازگاری باطن و ظاهر متن، تأویل‌پذیری خود متن، چون هر متن را نمی‌توانیم و حق نداریم تأویل کنیم، چون مصداق تفسیر به رأی است.

مرادی ادامه داد: سنجه دیگر شایستگی علمی و اخلاقی فرد تأویل کننده است که شریعتمداری خود آن را در بحث اختصاص تأویل به امام اشاره کرد، چون ما نفس ما در تأویل دخالت می‌کند.

مرادی ادامه داد: مثلاً یکجاهایی تأویل فراتر از معنای لفظی می‌شود که من آن را فراتطبیق می‌نامم و جاهایی فروتر از معنای ظاهری تأویل می‌شود.

او سنجه‌های بعدی را تیتروار بیان کرد و گفت: متناسب بودن با سیاق متن، وجود دلیلی عقلی یا نقلی برای مئول علیه، و عدم وجود مانعی برای قبول معنای مرجوح، و وجود قرینه کلامی برای اراده معنای خلاف مراد ظاهری از دیگر معیارهای تأویل اصولی هستند.

بخش سوم این برنامه به سؤال و جواب اساتید و دانشجویان حاضر در نشست با سخنرانان گذشت.



نظرات
نام
پست الکترونیک
کد امنیتی
Captcha
دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب


نشانی: ایران - قم - پردیسان
تلفن: 32802610 25 98+
فکس: 32802627 25 98+
کد پستی: 3749113357
صندوق پستی: 37185 - 178
پست الکترونیکی: info@urd.ac.ir
سامانه پیامکی: 3000135789

دانشکده ها

دانشکده شیعه شناسی
دانشکده ادیان
دانشکده مذاهب
دانشکده فلسفه
دانشکده زن و خانواده
دانشکده عرفان
دانشکده مجازی

خدمات فناوری اطلاعات

سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
سامانه پذیرش دانشجو
سامانه نشریات دانشگاه
پست الکترونیک
فروش اینترنتی کتاب
کتابخانه دیجیتال

بیانیه رسالت

دانشگاه ادیان و مذاهب، نخستین دانشگاه تخصصی ادیان و مذاهب در ایران، برخاسته از حوزه علمیه، ضمن شناخت ادیان و مذاهب و تعامل و گفت و گو با پیروان آنها با تکیه بر مشترکات، در جهت همبستگی انسانی، تقویت صلح، کاهش آلام بشری، گسترش معنویت و اخلاق و معرفی عالمانه اسلام بر اساس آموزه های اهل بیت علیهم السلام به پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام می نماید.

طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز